شعر مهدوی

 

 

ای جذبه ی ذی الحجه و شور رمضانم

در شادی شعبان تو غرق ست جهانم

تقدیر مرا نور نگاه تو رقم زد

باید که شب چشم تو را قدر بدانم

روی تو و خورشید ، نه ، روشن تر از آنی

چشم من و آیینه ، نه ، حیران تر از آنم

در سایه ی قرآن نگاه تو نشستم

باران زد و برخاست غبار از دل و جانم

برخاست جهان با من برخاسته از شوق

تا حادثه ی نام تو آمد به زبانم

عید ست و سعید ست اگر ماه تو باشی

ای جذبه ی ذی الحجه و شور رمضانم

 

 

/ 54 نظر / 48 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تکتم حسینی

سلام استاد خوشحال میشم به دلنوشته هام سربزنید تشکر...

هادی وصال

سلام به روزم با شاهکار جدید علی اکبر لطیفیان برای مادر بهشت قدم رنجه بفرمایید و نظر فراموش نشود

الفبای احساس

با سلام کانون شعر الفبای احساس جمعی از دانش آموختگان استاد علی خالقی اند در زمینه ی شعر. به ما سر بزنید خوشحالمان می کنید. با سپاس فراوان

الفبای احساس

با سلام کانون شعر الفبای احساس جمعی از دانش آموختگان استاد علی خالقی اند در زمینه ی شعر. به ما سر بزنید خوشحالمان می کنید با سپاس فراوان

رقیه ندیری

سلام غزل زیبایی خواندم مخصوصا این بیت بیشتر دلنشین بود. روی تو و خورشید ، نه ، روشن تر از آنی چشم من و آیینه ، نه ، حیران تر از آنم

زهرا مرادبکلو

سلام آقای شرافت. میخواستم ازتون بپرسم مسابقه های مشاعره در سطح استان برگزار نمیکنید؟ استعداد ما بچه های جعفریه داره تلف میشه ها...

شهاب الدین

میفرمود.....آوارگی شرط انس گرفتن با حق است... سلام سید زبا گفتین ..قلمتون سبز وقلبتون سلیم ... اللهم عجل لولیک الفرج بحق المضطر

م.ش

سلام چقدر حس خوبی آدم شاعر باشه .... اون عکس بالای قالبتون و اون شعرتون رو میدونستید توی فکه و طلائیه زدن .... زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها راستی یه سوال شعر گفتن سخته ؟؟؟؟؟ خواهش میکنم جواب بدید .... لطفا [گریه]