عشق زلال
قالب وبلاگ

 

 

یا قاسم ابن الحسن

 

در سرخی غروب نشسته سپیده ات

جان بر لبم زعمر به پایان رسیده ات

 

آخر دل عموی تورا پاره پاره کرد

آوای ناله های بریده بریده ات

 

در بین این غبار به سوی تو آمدم

از روی رد خون به صحرا چکیده ات

 

پا می کشی به خاک ... تنت درد می کند

آتش گرفته جان من داغدیده ات

 

خون گریه می کنند چرا نعل اسبها

سخت است روضه ی تن در خون تپیده ات

 

بر بیت بیت پیکر تو خیره مانده ام

آه ای غزل چگونه ببینم قصیده ات

 

باید که می شکفت گل زخم بر تنت

از بس خدا شبیه حسن آفریده ات

 

 

 

 

 

[ یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٧:٢٠ ‎ب.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب