عشق زلال
قالب وبلاگ

 

هوالکریم

 

 

مدت هاست که این وبلاگ به روز نشده است و درگیر غبار خاموشی و فراموشی است، شاید یکی از دلایل آن به وجود آمدن فضاهای مجازی تازه و سهل الوصول تری چون واتس آپ و لاین و هایک و ... باشد، اما دلیل اصلی مربوط می شود به تنبلی صاحب این وبلاگ هم در سرودن و هم در ارائه همان آثار اندک تازه سروده.

در هر صورت ولادت با سعادت کریمه ی اهل بیت بهانه شد تا غزلی که بازآفرینی کرده ام و تغییرات فراوانی به خود دیده است را به مخاطبین احتمالی این وبلاگ تقدیم کنم

 

 

ای دختر خورشید ای خواهر دریا

زهراترین زینب! زینب ترین زهرا!

ماه مقیم قم! خورشید بیت النور!

در سایه سار توست سرتاسر دنیا

فهم حقیر ما پایین تر از پایین

وصف بلند تو بالاتر از بالا

لبخند معصومت مهر رضایت زد

بر شوق خواهرها عشق برادرها

تنها به دست توست ای سوره ی انفاق

دنیای ما امروز عقبای ما فردا

ماییم و چشمی تر ای چشمه ی کوثر

بر ما عطایی کن از فیض اعطینا

وقتی ضریحت را با گریه می بوسیم

در چشممان پیداست آن قبر ناپیدا

باز از تو می گویم یا حضرت زینب

باز از تو میخوانم یا حضرت زهرا

از آه لبریزم از اشک سرشارم

این قطره را دریاب دریاب ای دریا

 

 

 

 

[ چهارشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

 

یا قاسم ابن الحسن

 

در سرخی غروب نشسته سپیده ات

جان بر لبم زعمر به پایان رسیده ات

 

آخر دل عموی تورا پاره پاره کرد

آوای ناله های بریده بریده ات

 

در بین این غبار به سوی تو آمدم

از روی رد خون به صحرا چکیده ات

 

پا می کشی به خاک ... تنت درد می کند

آتش گرفته جان من داغدیده ات

 

خون گریه می کنند چرا نعل اسبها

سخت است روضه ی تن در خون تپیده ات

 

بر بیت بیت پیکر تو خیره مانده ام

آه ای غزل چگونه ببینم قصیده ات

 

باید که می شکفت گل زخم بر تنت

از بس خدا شبیه حسن آفریده ات

 

 

 

 

 

[ یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٧:٢٠ ‎ب.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

باتبریک عید بزرگ مبعث

 

بند اول
ای لهجه ات ز نغمه ی باران فصیح تر
لبخندت از تبسم گل ها ملیح تر
بر موی تو نسیم بهشتی دخیل بست
یعنی ندیده از خم زلفت ضریح تر
ای با خدای عرش ز موسی کلیم تر
با ساکنان فرش ز عیسی مسیح تر
با دیدن تو عشق نمکْگیر شد که دید
روی تو را ز چهره ی یوسف ملیح تر

تو حسن مطلع غزل سبز خلقتی
حسن ختام قصه ی ناب نبوتی

بند دوم
هفت آسمان و رحمت رنگین کمانی ات
ذرات خاک و مرحمت آسمانی ات
احساس شاخه ها و نسیم نوازش ات
شوق شکوفه ها، وزش مهربانی ات
تنها گل همیشه بهار جهان تویی
گل ها معطر از نفس جاودانی ات
لطف تو بوده شامل حال درخت ها
«حنانه» بهرمند شد از خطبه خوانی ات

هر آفریده ای شده مدیون جود تو
بُرده نصیبی از برکات وجود تو

بند سوم
بر چهره ی تو نقش تبسم همیشگی
در چشم های تو غم مردم همیشگی
دریایی و نمایش آرامشی ولی
در پهنه ی دل تو تلاطم همیشگی
در وسعتی که عطر سکوت تو می وزد
بارانی از ترانه، ترنم همیشگی
با حکمت ظریف تو ما بین عشق و عقل
سازش همیشگی و تفاهم همیشگی

خورشید جاودانه ی اشراق روی توست
سرچشمه ی «مکارم الاخلاق» خوی توست

بند چهارم
تکرار نام تو شده آواز جبرئیل
آگاهی از مقام تو اعجاز جبرئیل
تا اوج عرش در شب معراج رفته ای
بالاتر از نهایت پرواز جبرئیل
مثل حریرِ روشنی از نور پهن شد
در مقدم «براق» پر باز جبرئیل
مداح آستان تو و دوستان توست
باید شنید وصف شما را ز جبرئیل

سرمست نام توست بزرگِ فرشتگان
پیر غلام توست بزرگ فرشتگان

بند پنجم
در آسمان عرش تمام ستاره ها
بر نور با شکوه تو دارند اشاره ها
چشم تو آینه است نه آیینه چشم توست
باید عوض شود روش استعاره ها
شصت و سه سال عمر سراسر زلال تو
داده است آبرو به تمام هزاره ها
همواره با نسیم مسیحایی اذان
نام تو جاری است بر اوج مناره ها

گلواژه ای برای همیشه است نام تو
«ثبت است بر جریده ی عالم دوام تو»

 

 

[ سه‌شنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

 

غزلی به کوتاهی زندگی

برای مرگی که یکی از همین روزها...

 

هر لحظه یک قدم به تو نزدیک می شوم

ای مرگ دم به دم به تو نزدیک می شوم

 

تو بخت ناگریزی و من از تو ناگزیر

نزدیک می شوم به تو نزدیک می شوم

 

هر لحظه از کمین تو غافلترم ز پیش

هم از تو دور هم به تو نزدیک می شوم

 

تو لحظه ی مقرر و من مثل عقربه

هر لحظه یک قدم به تو نزدیک می شوم

 

...................................................

...................................................

 

 

 

چاپ دوم کتاب خاک باران خورده

امسال توسط انتشارات فصل پنجم

در نمایشگاه کتاب سالن 23 / غرفه 23

عرضه می شود

 

 

 

[ سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

سایت ادبی آیات غمزه 

«انجمن مجازی شعر»

به آدرس

ayateghamze.ir

آغاز به کار کرده است

 

نقدی بر کتاب «خاک باران خورده»

به قلم دوست ارجمند، حامد اهور

در این سایت درج شده است

 

خوشحال می شوم از نقد ارزشمند شما بزرگوار هم بهرمند شوم

البته اگر دسترسی به کتاب دارید

 

 

[ شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

 

در جستجوی قالب جدیدی برای وبلاگ بودم

که قالب فعلی نظرم را جلب کرد

برایم جالب بود که بیتی از غزل های قدیمی

و کنار گذاشته ام  در آن درج شده است

چهار بیت آن در خاطرم هست که تقدیم می کنم

 

ندیدم آینه ای چون لباس خاکی ها

همان قبیله که بودند غرق پاکی ها

 

به عشق زنده شدن «عند ربهم» بودن

شده ست حاصل آنان ز سینه چاکی ها

 

دلیل غربت شان اهل خاک بودن ماست

نه بی مزار شدن ها نه بی پلاکی ها

 

به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند :

زمین چقدر حقیر ست آی خاکی ها

 

 

 

 

 

[ جمعه ۱٩ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

 

ای جذبه ی ذی الحجه و شور رمضانم

در شادی شعبان تو غرق ست جهانم

تقدیر مرا نور نگاه تو رقم زد

باید که شب چشم تو را قدر بدانم

روی تو و خورشید ، نه ، روشن تر از آنی

چشم من و آیینه ، نه ، حیران تر از آنم

در سایه ی قرآن نگاه تو نشستم

باران زد و برخاست غبار از دل و جانم

برخاست جهان با من برخاسته از شوق

تا حادثه ی نام تو آمد به زبانم

عید ست و سعید ست اگر ماه تو باشی

ای جذبه ی ذی الحجه و شور رمضانم

 

 

[ جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

 

تقدیم به قیام های عاشورایی عالم

در تداوم ظلم ستیزی حسینی

به ویژه انقلاب شیعیان بحرین

 

جاری استغاثه ها ای اشک وقت بر گونه ها رها شدن است

ماجرای حماسه ها ای خون فصل با خاک آشنا شدن است

 

بغض ای ناله ی فروخورده آخرین راه چاره فریاد ست

ای سکوت ای ترانه ی زخمی مرهم درد تو صدا شدن است

 

گرچه در کار بستنی ای قفل ناگزیر از شکستنی ای قفل

ای در بسته ای دل خسته عاقبت قسمت تو وا شدن است

 

 در قفس شور زندگی مرده ست حس و حال پرندگی مرده ست

ای پرنده چقدر در چشمت شوق در آسمان رها شدن است

 

 خاک ای خاک غوطه ور در اشک سرگذشت تو چون مدینه گذشت

خاک ای خاک شعله ور با خون سرنوشت تو کربلا شدن است

 

 

 

[ دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

 

یارب الحسین

 

گرفتارم گرفتارم ابالفضل

گره افتاده در کارم ابالفضل

دعایی کن ، دوباره چند وقتی ست

هوای کربلا دارم ابالفضل

 

عاشورا

1

تمام کربلا در خون نشسته

نگاه خیمه ها در خون نشسته

زمین و آسمان از ناله پر شد

تن خون خدا در خون نشسته

 

2

امان از ماجرای پیکر او

امان از سرگذشت حنجر او

تنی ماند و سری بر نیزه ها رفت

بماند قصه ی انگشتر او

 

3

امان از ماجرای پیکری که...

 امان از سرگذشت حنجری که ...

امان ای دل امان ای دل امان ای ...

امان از قصه ی انگشتری که ...

 

 

 

 

[ سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

هوالمحبوب

 

زبان حال جناب حر

1

نگاهم از سرشک غصه تر شد

دلم از آتش غم شعله ور شد

نگاه مهربانت را که دیدم

دل شرمنده ام شرمنده تر شد

 

2

ببین شرمندگی را در نگاهم

من و شرم گناه آه از گناهم

دل اطفال تو لرزید ای وای

به هنگام تماشای سپاهم

 

زبان حال جناب زهیر

شده در آسمان شهره ، شهادت

فقط خون می شود مهر شهادت

زهیرم من که با لطف نگاهت

نصیبی دارم از ظهر شهادت

 

 

 

[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب