عشق زلال
قالب وبلاگ

 

 

غزلی به کوتاهی زندگی

برای مرگی که یکی از همین روزها...

 

هر لحظه یک قدم به تو نزدیک می شوم

ای مرگ دم به دم به تو نزدیک می شوم

 

تو بخت ناگریزی و من از تو ناگزیر

نزدیک می شوم به تو نزدیک می شوم

 

هر لحظه از کمین تو غافلترم ز پیش

هم از تو دور هم به تو نزدیک می شوم

 

تو لحظه ی مقرر و من مثل عقربه

هر لحظه یک قدم به تو نزدیک می شوم

 

...................................................

...................................................

 

 

 

چاپ دوم کتاب خاک باران خورده

امسال توسط انتشارات فصل پنجم

در نمایشگاه کتاب سالن 23 / غرفه 23

عرضه می شود

 

 

 

[ سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

سایت ادبی آیات غمزه 

«انجمن مجازی شعر»

به آدرس

ayateghamze.ir

آغاز به کار کرده است

 

نقدی بر کتاب «خاک باران خورده»

به قلم دوست ارجمند، حامد اهور

در این سایت درج شده است

 

خوشحال می شوم از نقد ارزشمند شما بزرگوار هم بهرمند شوم

البته اگر دسترسی به کتاب دارید

 

 

[ شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

 

در جستجوی قالب جدیدی برای وبلاگ بودم

که قالب فعلی نظرم را جلب کرد

برایم جالب بود که بیتی از غزل های قدیمی

و کنار گذاشته ام  در آن درج شده است

چهار بیت آن در خاطرم هست که تقدیم می کنم

 

ندیدم آینه ای چون لباس خاکی ها

همان قبیله که بودند غرق پاکی ها

 

به عشق زنده شدن «عند ربهم» بودن

شده ست حاصل آنان ز سینه چاکی ها

 

دلیل غربت شان اهل خاک بودن ماست

نه بی مزار شدن ها نه بی پلاکی ها

 

به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند :

زمین چقدر حقیر ست آی خاکی ها

 

 

 

 

 

[ جمعه ۱٩ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

 

ای جذبه ی ذی الحجه و شور رمضانم

در شادی شعبان تو غرق ست جهانم

تقدیر مرا نور نگاه تو رقم زد

باید که شب چشم تو را قدر بدانم

روی تو و خورشید ، نه ، روشن تر از آنی

چشم من و آیینه ، نه ، حیران تر از آنم

در سایه ی قرآن نگاه تو نشستم

باران زد و برخاست غبار از دل و جانم

برخاست جهان با من برخاسته از شوق

تا حادثه ی نام تو آمد به زبانم

عید ست و سعید ست اگر ماه تو باشی

ای جذبه ی ذی الحجه و شور رمضانم

 

 

[ جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

 

تقدیم به قیام های عاشورایی عالم

در تداوم ظلم ستیزی حسینی

به ویژه انقلاب شیعیان بحرین

 

جاری استغاثه ها ای اشک وقت بر گونه ها رها شدن است

ماجرای حماسه ها ای خون فصل با خاک آشنا شدن است

 

بغض ای ناله ی فروخورده آخرین راه چاره فریاد ست

ای سکوت ای ترانه ی زخمی مرهم درد تو صدا شدن است

 

گرچه در کار بستنی ای قفل ناگزیر از شکستنی ای قفل

ای در بسته ای دل خسته عاقبت قسمت تو وا شدن است

 

 در قفس شور زندگی مرده ست حس و حال پرندگی مرده ست

ای پرنده چقدر در چشمت شوق در آسمان رها شدن است

 

 خاک ای خاک غوطه ور در اشک سرگذشت تو چون مدینه گذشت

خاک ای خاک شعله ور با خون سرنوشت تو کربلا شدن است

 

 

 

[ دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

 

یارب الحسین

 

گرفتارم گرفتارم ابالفضل

گره افتاده در کارم ابالفضل

دعایی کن ، دوباره چند وقتی ست

هوای کربلا دارم ابالفضل

 

عاشورا

1

تمام کربلا در خون نشسته

نگاه خیمه ها در خون نشسته

زمین و آسمان از ناله پر شد

تن خون خدا در خون نشسته

 

2

امان از ماجرای پیکر او

امان از سرگذشت حنجر او

تنی ماند و سری بر نیزه ها رفت

بماند قصه ی انگشتر او

 

3

امان از ماجرای پیکری که...

 امان از سرگذشت حنجری که ...

امان ای دل امان ای دل امان ای ...

امان از قصه ی انگشتری که ...

 

 

 

 

[ سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

هوالمحبوب

 

زبان حال جناب حر

1

نگاهم از سرشک غصه تر شد

دلم از آتش غم شعله ور شد

نگاه مهربانت را که دیدم

دل شرمنده ام شرمنده تر شد

 

2

ببین شرمندگی را در نگاهم

من و شرم گناه آه از گناهم

دل اطفال تو لرزید ای وای

به هنگام تماشای سپاهم

 

زبان حال جناب زهیر

شده در آسمان شهره ، شهادت

فقط خون می شود مهر شهادت

زهیرم من که با لطف نگاهت

نصیبی دارم از ظهر شهادت

 

 

 

[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

 

هوالمحبوب

 

ورودیه کربلا

1

پر از شور و نوایی نینوایی

پر از کرب و بلایی کربلایی

چکیده بر تو روزی اشک حیدر

ولی تو تشنه ی خون خدایی

 

2

مبادا خواهری گریان بماند

مبادا مادری نالان بماند

فراتی داری از آب گوارا

مبادا کودکی عطشان بماند

 

زبان حال حضرت رقیه

1

دو چشمم در دل شب عمه زینب

شد از باران لبالب عمه زینب

لب بابا ، لب من ، شوق بوسه

رسیده جان بر این لب عمه زینب

 

2

تو هردم گریه بر این لاله کردی

برایم ناله کردی ناله کردی

چه دیدی در نگاه این سه ساله

که یاد از یاس هجده ساله کردی

 

 

[ چهارشنبه ٩ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

 

هو المحبوب

 

 

 

زبان حال حضرت مسلم

1

من و انبوهی از دلواپسی ها

که دارم لشکری از بی کسی ها

تمام کوفه عهدی تازه دارند

برای کشتن تو ای مسیحا

 

2

دلم را مثل پیمان ها شکستند

دو دستم را به عهدی تازه بستند

همان هایی که نامه می نوشتند

به استقبال تو خنجر به دستند

 

3

دلم مانده ست و داغ جانگدازی

که شد با حرمت نام تو بازی

تنم زخمی ، لبم تشنه ، دلم خون

امان از این همه مهمان نوازی

 

 

 

[ سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]

و یک رباعی

در دهه کرامت

 

دارد دل ما راه نجاتی دیگر

در مشهد و در قم ، عتباتی دیگر

بر بانوی با کرامت قم صلوات

بر شاه خراسان صلواتی دیگر

 

 

 

 

 

[ یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ] [ سیدمحمد جواد شرافت ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب